بردیا بردیا ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

دنیای قشنگ بردیا...

7 ماهگی

1390/10/5 1:26
نویسنده : مامان نسرین
673 بازدید
اشتراک گذاری

به نام خدا...

چشم گذاشتیم رو هم ٧ ماه گذشت...

میگن ٧ عدد مقدسیه...همیشه میگن هفت دریا... هفت آسمون...

 ٧ توی نجوم خانه ی آرزوهاست... آرزوی من تویی.. نفسم تویی... دارو ندارم تویی...niniweblog.com

انگار هفت ماهگی یه پرش بوده برات... شیطونکمم... ٧ ماهگیت مبارکniniweblog.com

                                   niniweblog.com

 

عاشق اسباب بازی شدی... اونم همشون با هم... یه جا... اینو بزنی.. اونو پرتاب کنی..niniweblog.com

بابا که میاد خونه میخوای پرواز کنی از خوشحالی... انقدر بال بال میزنی تا هنوز لباساشو عوض نکرده بیاد بغلت کنه...niniweblog.com

بدون خوندن لالایی مورد علاقت عمرا بخوابی... نمیدونم چرا انقدر اینو دوست داری... فکر کنم به خاطر اینکه از وقتی تو دلم بودی اینو برات میخوندم... اگه خمار باشی یا اولای خوابت باشه وقتی  لالایی رو عوض کنم و یه چیز دیگه بخونم... سریع برمیگردی و تو صورتم نگاه میکنی... یعنی چرا عوضش کردی.... همونو بخون.... اونوقته که دلم میخواد بچلونمت..niniweblog.com

عاشق غذا خوردنی... اونم همراه با تماشای تبلیغات تلوزیون...  سفره دوست جون جونیته... انقد سر سفره به همه چی حمله میکنی که مامان بزرگ میگه... زود باش یه کم از غذا بده به پسرم... دلش آب می افته...لیمو شیرین خوردنت تماشاییهههههniniweblog.com

 

غلتای خوشگل میزنی.. اما همچنان به سختیییییییی ... شکمتو میدی جلو و زانوهاتو خم میکنی ... یعنی که منو سراپا نگه دارین لطفا... بعدشم هی تاب میخوری...  آقای دکتر گفت تو ازون بچه هایی هستی که زیاد دوست ندارن چهار دست و پا بشن... میشینی... میایستی و بعد راه میری کپلم... آخه تو یه پسر پهلوونی ماشاللللله

علاقه ی زیادی به خوندن آواز داری... شبا که از خواب بیدار میشی به  جای گریه آواز میخونی... صبح که از خواب بیدار میشی آواز میخونی...میریم wc که بشورمت آواز میخونی... فکر کنم تو هم مثل من عاشق ساز و آوازی..

اونم از نوع سنتی...niniweblog.com

بازی با پتو و ملافه یا هر رو اندازی رو خیلی دوست داری ...از وقتی کوچولوتر بودی این بازی رو انجام میدادی... ولی الان حرفه ای تر شدی... پتو رو میکشی رو سرت... بعد تند تند دست و پا میزنی انگار که داری دور از جون خفه میشی... بعدشم با خنده و قهقه پتو رو از سرت برمیداری...  من عاشق اون برق چشات و خنده هاتم که از زیر ملافه نگاه میکنی....niniweblog.com

صداهای جدید در میاری... گیگیییییی  گیگااا  قربون اون حنجره ی خوشگلت برم... ماچ....

دیگه اینکه....

هر چی کنترل و گوشی و لوستر تو دنیاست مال تو... خوبه؟؟؟

 کم کم دارم از عشقت سر به کوه و بیابون میذارم مادرررررniniweblog.com

                                     niniweblog.com

چند تا عکس از بردیا در رورهای اخیر:

7777

bardia        

 بی دندوووون... نیفتی تو قندون....

bardia

درگیری با اسباب بازی ها

bb

هنر نزد ایرانیان است و بس....

بردیا جونم آرزومه که ١_یه خطاط خوب بشی

٢_ نوازنده ی قدر سه تار یا هر ساز ایرونی بشی

همون کارایی که مامانت یادگیریشونو نصفه رها کردافسوس

bb

b

هی من میگم این پسره شکمو باورتون نمیشه!!!

 ببینید چطوری داره لواشک میخورهخنده

(لواشکی  که میخوره کاملا بهداشتیه چون مامانش  اینو درست کردهv

 

خدایا شکرت به خاطر ٥١٣٦  ساعت و٣٠٨١٦٠ دقیقه و ١٨٤٨٩٦٠٠ ثانیه

بودن و نفس کشیدن در کنار بردیای مهربونمون

niniweblog.com 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

lily
9 دی 90 15:39
سلااااااااااااااام ماشالله به پسر نازنین ِ با نمک! تو هم که مثل من لواشک دوست داری خاله! هفت ماهگیت مبارک
مامان یاسمین زهرا
10 دی 90 0:58
الهی قربونش برم نمک عسل نفس جیگر
دایی سعید
10 دی 90 11:33
ماشالله هزاز هزار هزار ماشالله به پسر خوشگله توپولوی جیگر طلامون . بردیا عشقه داییشه اما چه فایده اونو کم کم میبینه وقتی هم داییشو میبینه همش نق میزنه اما درست میشه یه خورده بزرگ شه عقلش بکشه قدر داییشو میفهمه آره دایی اینطوریاست .


دیگه باید ببخشید دایی سعید... این بردیای ما هم این مدلیه دیگه... ولی من میدونم که بردیا عاشق داییشه...